آقای زنوزی؛پس در تبریز فحاشی نمی‌شود
121446
حالا نوبت اجرای عدالت است!
امروز 23:18
هنوز جوهر حکم جنجالی کمیته انضباطی درباره مسابقه ملوان و تراکتور خشک نشده که اتفاقات ورزشگاه یادگار امام تبریز، تمام ادعاهای هفته‌های گذشته مدیران باشگاه تراکتور را با پرسشی بزرگ روبه‌رو کرده است.

روزنامه گل

مارینا سوری - هنوز جوهر حکم جنجالی کمیته انضباطی درباره مسابقه ملوان و تراکتور خشک نشده که اتفاقات ورزشگاه یادگار امام تبریز، تمام ادعاهای هفته‌های گذشته مدیران باشگاه تراکتور را با پرسشی بزرگ روبه‌رو کرده است. همان باشگاهی که با ادعای توهین‌های قومیتی در انزلی، حاضر به برگزاری مسابقه نشد، حالا باید درباره شعارهای توهین‌آمیز منتسب به بخشی از هوادارانش علیه مردم انزلی، گیلانی‌ها و حتی زنده‌یاد سیروس قایقران پاسخ بدهد.این بار دیگر موضوع فقط یک اختلاف فوتبالی نیست؛ مسئله بر سر صداقت در دفاع از حرمت انسان‌ها و اجرای یکسان قانون است.

چند هفته قبل، محمدرضا زنوزی و خداداد عزیزی با لحنی طلبکارانه از فحاشی در ورزشگاه‌های ایران انتقاد می‌کردند. موضع آنها چنان بود که گویی تراکتور قربانی فرهنگی است که در سایر ورزشگاه‌ها رواج دارد و سکوهای تبریز از چنین آلودگی‌هایی مصون مانده‌اند. زنوزی حتی از ضرورت حفظ حرمت مردم و مقابله با توهین‌های قومیتی سخن گفت و تهدید کرد اگر نتیجه مسابقه انزلی علیه تراکتور اعلام شود، تیمش از لیگ کنار خواهد کشید.حالا باید پرسید این حساسیت ستودنی نسبت به حرمت انسان‌ها، وقتی پای مردم انزلی و اسطوره فقید فوتبال ایران در میان باشد، همچنان پابرجاست؟

قایقران چه گناهی کرده بود؟

سیروس قایقران فقط یک نام در تاریخ باشگاه ملوان نیست. او یکی از محترم‌ترین چهره‌های تاریخ فوتبال ایران، کاپیتان تیم ملی و نماد نسلی است که با پیراهن ایران افتخار آفرید. نام قایقران متعلق به تمام فوتبال ایران است؛ همان‌قدر که علی دایی، کریم باقری، ناصر حجازی و دیگر بزرگان این فوتبال به یک باشگاه یا یک شهر محدود نمی‌شوند.

اینکه در جریان مسابقه تراکتور و خیبر، بنا بر شکایت رسمی باشگاه ملوان، شعارهایی علیه قایقران و مردم انزلی سر داده شده، از مرز کری‌خوانی عبور می‌کند.اصلاً چه ارتباطی میان مسابقه تراکتور و خیبر با سیروس قایقران وجود دارد؟ چرا باید نام یک اسطوره درگذشته، آن هم در مسابقه‌ای که تیمش هیچ حضوری در آن ندارد، هدف تسویه‌حساب هواداری قرار بگیرد؟پاسخ تلخ است: وقتی تعصب از مرز رقابت عبور می‌کند، دیگر نه حرمت مردگان باقی می‌ماند، نه احترام شهرها و نه شأن فوتبال.

البته نباید رفتار گروهی از تماشاگران را به تمام مردم تبریز و آذربایجان نسبت داد. این همان خطایی است که در ماجرای انزلی نیز باید از آن پرهیز می‌شد. اما پرهیز از تعمیم، به معنای نادیده گرفتن مسئولیت باشگاه میزبان نیست.

دو امتیاز برای ملوان؛ حالا چند امتیاز برای تراکتور؟

مهم‌ترین بخش ماجرا همین‌جاست.کمیته انضباطی در پرونده مسابقه برگزارنشده ملوان و تراکتور، تیم تبریزی را به دلیل خودداری از بازی، سه بر صفر بازنده اعلام کرد و هم‌زمان دو امتیاز از ملوان کسر کرد. تصمیمی عجیب که عملاً یکی از سنگین‌ترین مجازات‌های ممکن را متوجه باشگاه انزلی‌چی کرد.مسئله این نیست که فحاشی در ورزشگاه انزلی وجود داشته یا نه. گزارش‌هایی از توهین به بازیکنان تراکتور منتشر شد و چنین رفتاری، در صورت اثبات، قطعاً مستحق مجازات است. مسئله آنجاست که میان فحاشی معمول ورزشگاهی و توهین سازمان‌یافته قومیتی تفاوت حقوقی مهمی وجود دارد.

باشگاه ملوان معتقد است کمیته انضباطی بدون مشخص کردن مصداق مستند شعار نژادپرستانه، دو امتیاز از این تیم کسر کرده است. این ادعای ملوان هنوز به معنای اثبات بی‌سند بودن رأی نیست، اما پرسشی جدی درباره مبانی حقوقی آن ایجاد می‌کند.حالا همان باشگاه از اتفاقات تبریز شکایت کرده و خواستار بررسی شعارهای قومیت‌ستیزانه و اعمال مجازات مشابه شده است.پرسش کاملاً روشن است: اگر فحاشی ادعایی در انزلی مستوجب کسر دو امتیاز بود، توهین‌های گزارش‌شده در تبریز چه مجازاتی خواهد داشت؟

آیا این بار هم کمیته انضباطی با همان قاطعیت وارد عمل می‌شود؟ آیا همان معیارهایی که برای ملوان به کار رفت، درباره تراکتور نیز اعمال خواهد شد؟ یا قرار است تفسیر قانون با تغییر نام باشگاه و رنگ پیراهن عوض شود؟

خداداد و زنوزی؛ وقت پاسخ‌گویی است!

مدیران تراکتور حق داشتند نسبت به توهین احتمالی به بازیکنانشان اعتراض کنند، اما حق ندارند خود را تنها قربانیان بی‌اخلاقی در فوتبال ایران معرفی کنند.خداداد عزیزی که بارها از وضعیت فرهنگی ورزشگاه‌ها انتقاد کرده، خودش نیز سابقه محکومیت انضباطی به دلیل فحاشی دارد. باشگاه تراکتور هم پیش‌تر بابت شعارهای توهین‌آمیز تماشاگرانش در مسابقه با گل‌گهر جریمه شده است. بنابراین تصویر ورزشگاهی کاملاً عاری از فحاشی، با سوابق ثبت‌شده انضباطی سازگار نیست.زنوزی نیز اکنون با آزمونی جدی مواجه است. او در ماجرای انزلی از حرمت قومیت‌ها گفت و خواستار برخورد قاطع شد. بسیار خوب! آیا حاضر است همان موضع را درباره شعارهای منتسب به هواداران تیم خودش اتخاذ کند؟اگر توهین به مردم آذربایجان محکوم است، توهین به مردم گیلان نیز دقیقاً به همان اندازه محکوم است. اگر تعرض لفظی به هویت یک قوم تحمل‌ناپذیر است، تحقیر مردم یک شهر دیگر هم نمی‌تواند زیر عنوان کری‌خوانی پنهان شود.

عدالت رنگ پیراهن نمی‌شناسد

فوتبال ایران سال‌هاست گرفتار برخوردهای دوگانه است. هر باشگاهی هنگام قربانی شدن، مدافع اخلاق و قانون می‌شود و هنگام متهم شدن، از شرایط خاص مسابقه و رفتار تحریک‌آمیز حریف حرف می‌زند.این چرخه باید جایی متوقف شود.کمیته انضباطی موظف است تصاویر، گزارش‌ها و مستندات مسابقه تراکتور و خیبر را بررسی کند و اگر تخلفی احراز شد، بدون ملاحظه جایگاه تراکتور در جدول یا قدرت اقتصادی مالک آن، تصمیم بگیرد.اما مسئولیت فقط متوجه فدراسیون نیست. مدیران تراکتور نیز باید نشان دهند دفاعشان از حرمت قومیت‌ها یک اصل اخلاقی بوده، نه ابزاری برای کسب امتیاز در یک پرونده فوتبالی.سیروس قایقران دیگر زنده نیست که از حرمت خودش دفاع کند؛ اما فوتبال ایران هنوز آن‌قدر اعتبار دارد که نباید اجازه بدهد نام بزرگانش قربانی تعصب و تسویه‌حساب شود.حالا نوبت زنوزی، خداداد و کمیته انضباطی است. همان معیار، همان قانون و همان حساسیت؛ این بار در تبریز.

#مارینا سوری #اختصاصی گل #تراکتور #زنوزی #خداداد عزیزی
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها