روزنامه گل
مصطفی قدم خیر - ماجرای ملوان و تراکتور حالا دیگر فقط یک پرونده انضباطی نیست؛ نمونهای از وضعیتی است که در آن بهجای پذیرش قواعد فوتبال، هر طرف میکوشد با بلندتر کردن صدایش، زمین بازی را عوض کند. رأی سهبرصفر علیه تراکتور صادر شده، دو امتیاز از ملوان کسر شده و حالا اعتراضها از باشگاه و سکوها به تریبونهای سیاسی هم رسیده است.هم نماینده فعلی و هم نماینده سابق تبریز، خواستار ورود نهادهایی از جمله وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه برای بررسی شعارهای قومیتی شده اند. اگر توهین یا رفتار مجرمانهای رخ داده، باید با مستندات بررسی و با آن برخورد شود؛ هیچکس حق ندارد توهین قومیتی را عادی جلوه دهد.
.jpeg)
اما یک پرسش روشن وجود دارد: از چه زمانی اختلاف بر سر یک مسابقه فوتبال باید به پروندهای برای ورود نهادهای امنیتی تبدیل شود؟اگر موضوع، تخلف انضباطی در ورزشگاه است، فدراسیون و کمیتههای مسئول باید بر اساس آییننامه تصمیم بگیرند. اگر جرم مستقلی رخ داده، مسیر قانونی خودش را دارد. مخلوط کردن این دو پرونده، نه به روشن شدن حقیقت کمک میکند و نه اعتبار فوتبال را بالا میبرد. بدتر از آن، این تصور را تقویت میکند که وقتی رأی مطابق میل یک باشگاه نیست، میتوان بهجای استدلال حقوقی، پای قدرتهای بیرون از فوتبال را وسط کشید.
البته اعتراض به رأی حق تراکتور است و خود رأی هم باید در معرض نقد و بررسی باشد. اما ادعای «مهندسی» شدن رأی، بدون ارائه سند، چیزی بیش از یک اتهام نیست. اگر باشگاه مدرکی دارد، باید آن را در مسیر قانونی ارائه کند؛ اگر ندارد، تکرار چنین ادبیاتی فقط فضای فوتبال را مسمومتر میکند. نمیشود از یک سو خواهان اجرای عدالت بود و از سوی دیگر، هر تصمیم نامطلوب را بدون اثبات، نتیجه مهندسی و تبانی دانست.

مشکل تراکتور فقط نتیجه یک رأی نیست. باشگاهی با این حجم از هوادار، امکانات و ادعاهای قهرمانی، باید بتواند در بحرانها هم رفتار حرفهای نشان دهد. وقتی هر اتفاق به مناقشهای بزرگ تبدیل میشود و مدیران بهجای آرام کردن فضا، به شعلهورتر شدن آن کمک میکنند، فوتبال به حاشیه رانده میشود.
این حرف به معنای نادیده گرفتن اشتباه احتمالی داوران یا ضعف احتمالی کمیته انضباطی نیست. اتفاقاً اگر تصمیمی ناعادلانه بوده، باید با استدلال و سند اصلاح شود. اما اعتراض حرفهای با جنجالسازی فرق دارد. باشگاه بزرگ، صرفاً باشگاهی نیست که هواداران پرشمار داشته باشد؛ باشگاهی است که حتی هنگام احساس بیعدالتی هم بتواند از قواعدی دفاع کند که فردا ممکن است به سود خودش نباشند.

در کنار این جنجالها، شایعه جدایی جواد نکونام و بازگشت دراگان اسکوچیچ هم مطرح شده است؛ شایعهای که تا تأیید معتبر یا اعلام رسمی، نباید خبر قطعی تلقی شود.نکونام در شرایطی هدایت تیم را پذیرفت که فرصت آمادهسازی پیشفصل محدود بود و بخشی از ترکیب نیز با نظر کادر فنی قبلی شکل گرفته بود. این واقعیت در ارزیابی عملکرد او اهمیت دارد، اما برای مربی هم مصونیت نمیسازد. نتایج و کیفیت بازی باید بررسی شوند، نه اینکه همه مشکلات به شرایط تحویل گرفتن تیم نسبت داده شوند.

در مقابل، بازگشت اسکوچیچ هم نسخه جادویی نیست. اگر ریشه مشکلات در تصمیمهای مدیریتی، ناهماهنگی در ساخت تیم و ناتوانی در کنترل حاشیهها باشد، تغییر نام روی نیمکت فقط صورت مسئله را عوض میکند. تراکتور نمیتواند هر بار که اوضاع پیچیده میشود، به گذشته پناه ببرد و انتظار داشته باشد آینده خودبهخود درست شود.
تراکتور باید از رأی انضباطی دفاع حقوقی کند، با توهین قومیتی مقابله کند و درباره عملکرد فنیاش هم پاسخگو باشد. هیچکدام جای دیگری را نمیگیرد.نه شعار قومیتی تخلف احتمالی در مسابقه را توجیه میکند، نه اعتراض به رأی مجوز فشار بیرون از فوتبال است و نه بزرگی نام تراکتور آن را از قواعد مشترک مستثنا میکند.
فوتبال ایران بهاندازه کافی از بیثباتی و تصمیمهای سلیقهای آسیب دیده است. اگر هر باشگاه در روز اختلاف، بهجای پیگیری قانونی سراغ فشار و جنجال برود، دیگر از رقابت ورزشی چیزی باقی نمیماند؛ فقط مسابقهای میماند برای اینکه چه کسی نفوذ بیشتری دارد و صدایش بلندتر است.
#مصطفی قدم خیر #اختصاصی گل #تراکتور #ملوان بندر انزلی #کمیته انضباطی