روزنامه گل
شاهین طهرانی - ماجرای ملوان و تراکتور هنوز به سرانجام نرسیده، اما ظاهراً بعضیها از همین حالا نگران پایان ماجرا هستند؛ نه از زاویه اجرای مقررات، بلکه از منظر حفظ آرامش و کنار هم نگه داشتن دو باشگاه! شروین اسبقیان، معاون ورزش قهرمانی وزارت ورزش و جوانان، در واکنش به این اتفاق گفته است: «تراکتور و ملوان دو باشگاه بااصالت و ریشهدار هستند و باید در کنار هم باشند.» او همچنین از تلاش عوامل استکبار جهانی برای برهم زدن آرامش کشور گفته و تأکید کرده که با درایت وزیر ورزش، مشکلات ایجادشده حلوفصل خواهد شد.
بسیار خب! ملوان و تراکتور هر دو باشگاههایی ریشهدارند. یکی نماینده فوتبال گیلان است و دیگری برای تبریز و آذربایجان جایگاهی ویژه دارد. هر دو هواداران پرشور دارند و هر دو بخشی از سرمایه فوتبال ایران هستند. اما سؤال اینجاست که اصالت و ریشهداری باشگاهها چه ارتباطی با رسیدگی به یک اتفاق فوتبالی دارد؟ مگر قرار است چون دو طرف پرونده محبوبیت دارند، همهچیز با چند توصیه دوستانه حل شود؟

اصلاً فدراسیون فوتبال برای چه تشکیل شده است؟
وقتی مسابقهای برگزار نمیشود یا یکی از تیمها از حضور در زمین خودداری میکند، باید بررسی شود چه اتفاقی افتاده، مسئولیت متوجه کدام طرف است و مقررات چه حکمی برای چنین شرایطی در نظر گرفتهاند. این کار، وظیفه نهادهای مسئول در فوتبال است؛ نه وزیر ورزش و نه معاون او.
اگر ملوان مسئولیت تخلفی را بر عهده داشته باشد، باید بر اساس مقررات با آن برخورد شود. اگر تراکتور مسئولیتی داشته باشد، همان معیارها باید درباره این باشگاه هم اعمال شود. اگر هم شرایط خاصی در این ماجرا وجود داشته، کمیته انضباطی باید آن را بررسی کند و دربارهاش رأی بدهد.ماجرا همینقدر روشن است. نه نام تراکتور باید امتیاز ویژهای ایجاد کند، نه سابقه ملوان و نه جایگاه هیچ مقام دولتی.در چنین پروندهای، فوتبال ایران به یک پاسخ روشن نیاز دارد؛ پاسخی که مشخص کند چه اتفاقی افتاده و سرنوشت مسابقه بر اساس کدام مقررات تعیین میشود. باقی ماجرا حاشیه است.

ماستمالی با ادبیات آرامش؟
مشکل از جایی شروع میشود که هنوز تکلیف پرونده روشن نشده، اما مسئولان به جای صحبت درباره روند رسیدگی، از ضرورت کنار گذاشتن اختلافات حرف میزنند. چه کسی گفته ملوان و تراکتور نباید در کنار هم باشند؟ چه کسی خواهان دشمنی هواداران این دو باشگاه است؟ مگر مطالبه روشن شدن تکلیف یک مسابقه به معنای اختلافافکنی است؟احترام متقابل میان باشگاهها ضروری است، اما نمیتوان از آن بهعنوان راهی برای عبور از یک پرونده استفاده کرد. مدیران میتوانند با یکدیگر گفتوگو کنند و هواداران هم میتوانند بدون توهین و تنش، از تیم محبوبشان حمایت کنند؛ با این حال، رسیدگی به اتفاقات داخل زمین و حاشیه مسابقات، مسیر خودش را دارد.اتفاقاً اگر قرار است آرامش به فوتبال برگردد، بهترین راه این است که همه بدانند نتیجه چنین پروندههایی با معیارهای مشخص تعیین میشود. وقتی یک باشگاه احساس کند حقش نادیده گرفته شده و به جای پاسخ روشن، توصیههایی درباره تفاهم میشنود، طبیعی است که پرسشهای بیشتری شکل بگیرد.آرامش با توصیه به سکوت به دست نمیآید؛ با اطمینان از رسیدگی منصفانه ساخته میشود.
.jpeg)
استکبار جهانی چه ربطی به پرونده ملوان و تراکتور دارد؟
بخش دیگری از صحبتهای اسبقیان هم قابل تأمل است؛ آنجا که میگوید عوامل استکبار جهانی نمیخواهند کشور آرامش داشته باشد و هواداران آگاه اجازه برهم خوردن این آرامش را نخواهند داد.هیچکس نمیتواند از تحریک هواداران، توهین یا درگیری دفاع کند. هر رفتاری که از چارچوب ورزش خارج شود، باید متناسب با خودش بررسی شود. اما وقتی درباره یک پرونده مشخص فوتبالی صحبت میکنیم، بهتر است دقیقاً درباره همان پرونده حرف بزنیم.آیا برای این ماجرا شواهد مشخصی از دخالت عوامل خارجی ارائه شده است؟ اگر چنین شواهدی وجود دارد، باید مستند بیان شود. اگر هم منظور صرفاً دعوت به حفظ آرامش است، چرا این دعوت باید با ادبیات سیاسی و تعابیر کلی همراه شود؟هوادار ملوان یا تراکتور میخواهد بداند سرنوشت مسابقه چه میشود. او از مسئولان فوتبال انتظار دارد به همین سؤال پاسخ بدهند، نه اینکه در میان هشدارهای کلی درباره دشمنان کشور، اصل ماجرا به حاشیه برود.وزیر ورزش قرار است چه حکمی صادر کند؟

از همه اینها مهمتر، عبارت «با درایت وزیر ورزش، مشکلات ایجادشده حلوفصل خواهد شد» است. وزیر ورزش دقیقاً قرار است چه کار کند؟ اگر موضوع در صلاحیت کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال است، چرا باید حلوفصل آن به درایت وزیر گره بخورد؟وزارت ورزش میتواند از مدیریت تنشها حمایت کند و برای جلوگیری از حاشیههای غیرضروری تلاش داشته باشد؛ اما این با تعیین تکلیف یک پرونده انضباطی تفاوت دارد. اتفاقاً هرچه مقامهای بیرون از ساختار رسیدگی کمتر درباره سرانجام چنین پروندههایی اظهارنظر کنند، امکان دفاع از استقلال و اعتبار رأی نهایی بیشتر میشود.
اگر قرار است کمیته انضباطی تصمیم بگیرد، بگذارید تصمیم بگیرد. اگر رأی قابل اعتراض است، مسیر قانونی اعتراض باز باشد. اگر مقررات درباره نتیجه مسابقه یا مسئولیت یکی از طرفین حکمی دارد، همان مقررات اجرا شود. این همه تأکید بر درایت وزیر برای چیست؟فوتبال ایران به قیم احتیاج ندارد. نهادهای مسئول دارد که باید کارشان را انجام بدهند. اگر هر پرونده حساسی قرار باشد با پادرمیانی مقامهای دولتی به سرانجام برسد، پس استقلال تشکیلات فوتبال چه معنایی خواهد داشت؟
ملوان و تراکتور در کنار هم، اما نه به قیمت نادیده گرفتن ماجراپرونده ملوان و تراکتور آزمونی فراتر از سرنوشت یک مسابقه است. مسئله این است که آیا فوتبال ایران میتواند اختلافهایش را از مسیر نهادهای تخصصی حل کند یا برای هر اتفاق حساس باید چشم به واکنش وزیر و معاون وزیر بدوزد.اگر یک تیم از زمین خارج شده یا مسابقه به هر دلیل برگزار نشده، باید تمام جزئیات بررسی شود. اگر مقررات نتیجه سه بر صفر را پیشبینی میکند، باید همان مقررات اعمال شود؛ اگر شرایط پرونده حکم دیگری دارد، آن هم باید با استناد به آییننامه توضیح داده شود. هیچکدام از این احتمالات را نمیتوان بدون بررسی پرونده و شنیدن دفاعیات طرفین از پیش قطعی دانست.ملوان و تراکتور باید در کنار هم باشند؛ قطعاً! اما کنار هم بودن یعنی رقابت سالم، احترام متقابل و پذیرش نتیجه رسیدگی، نه اینکه برای حفظ رابطه دو باشگاه، از روشن شدن تکلیف یک اتفاق فوتبالی عبور کنیم.

آقای اسبقیان! هواداران این دو تیم بیش از آنکه به توصیه برای حفظ آرامش نیاز داشته باشند، به یک پاسخ روشن احتیاج دارند. اگر کمیته انضباطی مسئول رسیدگی است، اجازه بدهید کارش را انجام بدهد و نتیجه را اعلام کند.درایت واقعی این نیست که پیش از صدور حکم، همه را به تفاهم دعوت کنیم؛ درایت این است که اجازه بدهیم پرونده در مسیر طبیعی خودش به نتیجه برسد.
این دو باشگاه ریشهدارند؛ درست. پس اجازه بدهید اعتبار فوتبال ایران هم به تصمیمهایی گره بخورد که روشن، مستند و قابل دفاع باشند؛ نه به وعدههایی درباره حلوفصل ماجرا با درایت این و آن.
#فدراسیون فوتبال #تراکتور #ملوان انزلي #اختصاصی گل #شاهین طهرانی