وقتی فوتبال ایران قربانی مدیریت رانتی می‌شود
120585
تحقیر تاریخی در ناگویا
16 مهر 1405 03:00
شکست ۴ بر یک برابر کره‌شمالی، فقط یک نتیجه فوتبالی نبود، یک هشدار بلند و تلخ است. هشداری که از ناگویا به تهران رسیده و باید صدای آن را هر مدیر مسئولی بشنود.

روزنامه گل

علی افتخاری - شکست ۴ بر یک برابر کره‌شمالی، فقط یک نتیجه فوتبالی نبود، یک هشدار بلند و تلخ است. هشداری که از ناگویا به تهران رسیده و باید صدای آن را هر مدیر مسئولی بشنود.

تیم ملی فوتبال ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا با چنین شکستی از میدان خارج شد تا یکی دیگر از صفحات تلخ فوتبال ملی ما ورق بخورد، شکستی که نمی‌توان آن را صرفاً به یک روز بد، یک مسابقه بد یا اشتباه چند بازیکن تقلیل داد.

فوتبال حرفه‌ای، محصول ساختار است و شکست‌های بزرگ نیز گاهی آینه‌ای هستند که ضعف‌های ساختاری را بی‌رحمانه نشان می‌دهند.سال‌هاست درباره فوتبال ایران سخن گفته‌ایم، از درآمدهای قابل توجه فوتبال، تبلیغات، اسپانسرها، درآمدهای مسابقات، منابع بین‌المللی و میلیون‌ها دلار درآمد و حمایت‌های مرتبط با فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا. اما پرسش اساسی اینجاست:حاصل این همه منابع برای فوتبال ملی ایران چیست؟چگونه فوتبالی که خود را یکی از قدرت‌های اصلی آسیا می‌داند، در چنین صحنه‌ای با نتیجه‌ای سنگین برابر کره‌شمالی شکست می‌خورد؟

مسئله، کره‌شمالی نیست. مسئله، فاصله‌ای است که میان ادعاهای بزرگ و واقعیت کوچک فوتبال ایران ایجاد شده است.ما سال‌هاست با خاطره نسل‌های طلایی فوتبال ایران زندگی می‌کنیم، با نام‌هایی که برای پیراهن تیم ملی اعتبار ساختند و با تیم‌هایی که در آسیا برای رقبای بزرگ احترام ایجاد کردند. اما اعتبار فوتبال ملی، میراث دائمی نیست، اگر درست مدیریت نشود، هر روز بخشی از آن از دست می‌رود.

امروز ژاپن با برنامه حرکت می‌کند، کره‌جنوبی با ساختار، استرالیا با نظم و بسیاری از کشورهای آسیایی با سرمایه‌گذاری علمی و مدیریتی در حال جلو رفتن هستند. فوتبال آسیا دیگر همان فوتبال چند دهه قبل نیست که صرفاً با استعداد چند بازیکن بتوان در آن مدعی قهرمانی بود.امروز فوتبال ملی قبل از هر چیز به مدیریت نیاز دارد.سازمانها و دستگاه‌های نظارتی تا کی میخواهند اعتبار و آبروی خود را بخاطر حمایت از آقای تاج هزینه کنند،آن هم چه هزینه سهمگین و سنگینی!؟

اگر قرار باشد با همین روند، همان شیوه مدیریت و همان نگاه، وارد جام ملت‌های آسیا شویم، نباید برای خودمان رؤیاهای بزرگ بسازیم. قهرمانی آسیا با شعار، سابقه تاریخی و نام بازیکنان به دست نمی‌آید، قهرمانی محصول برنامه، مدیریت، استعدادیابی، تیم‌سازی، شفافیت، ثبات و پاسخگویی است.و اینجاست که نام فدراسیون فوتبال و مدیریت آن دوباره در برابر یک پرسش جدی قرار می‌گیرد:فوتبال ایران از این همه سال مدیریت، چه چیزی به دست آورده است؟

مهدی تاج و مدیران فدراسیون فوتبال نمی‌توانند هر بار که نتیجه‌ای مطلوب به دست می‌آید، آن را محصول مدیریت خود بدانند و هرگاه شکست تلخ و سنگینی رخ می‌دهد، همه چیز را به گردن بازیکن، مربی، بدشانسی یا شرایط مسابقه بیاندازند.مدیریت یعنی مسئولیت.و مسئولیت یعنی وقتی کارنامه موفق نیست، مدیر باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد.بحث امروز، دشمنی با یک فرد نیست، بحث، آینده فوتبال ایران است.تاج ممکن است همچنان بر صندلی ریاست فدراسیون فوتبال تکیه زده باشد، اما پرسش جامعه ورزشی درباره عملکرد او جدی‌تر از همیشه است. استمرار مدیریت، به‌تنهایی دلیل موفقیت مدیریت نیست و ماندن در یک سمت، الزاماً به معنای رضایت جامعه فوتبال از عملکرد آن مدیر نیست.

از سوی دیگر، اگر در فضای مدیریتی کشور حمایت‌هایی از مدیران ورزشی صورت می‌گیرد، این حمایت‌ها نباید به مصونیت دائمی در برابر نقد و مطالبه پاسخگویی تبدیل شود.هیچ مدیری نباید بالاتر از پاسخگویی باشد.اگر دستگاه‌های نظارتی درباره عملکرد فدراسیون فوتبال، منابع مالی، قراردادها، نحوه هزینه‌کرد درآمدها و تصمیمات مدیریتی پرسش‌هایی دارند، اکنون زمان آن است که این پرسش‌ها را شفاف و قانونی مطرح کنند؛زیرا هزینه حمایت از یک مدیر، هرچه باشد، نباید از هزینه‌ای که فوتبال ایران و اعتماد عمومی می‌پردازند بیشتر شود.

دستگاههای نظامی و نظارتی برای حفظ حیثیت خود باید حمایت از تاج را هرچه زودتر کنار بگذارند و رخصت دهند تا سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات تومار متخلفان را در هم کوبند‌، فدراسیون فوتبال باید شفاف بگوید که دهها میلیون دلاری که از فیفا گرفته در کجا هزینه کرده و با مستندات همه هزینه‌های خود را برروی سایت فدراسیون فوتبال جهت اطلاع عموم، اعلام دارد.

ناگویا فقط یک شکست را به ما نشان نداد، یک واقعیت تلخ را نیز به رخ کشید:فوتبال ایران قبل از آنکه از کمبود استعداد رنج ببرد، از بحران مدیریت رنج می‌برد.این فوتبال، بازیکن مستعد کم ندارد. هوادار کم ندارد. پول کم ندارد. تاریخ و اعتبار کم ندارد.آنچه کم دارد، مدیریتی است که بداند منابع بزرگ، مسئولیت بزرگ می‌آفرینند، نه مصونیت بزرگ.

شکست ۴ بر یک برابر کره‌شمالی باید نقطه پایان یک نگاه باشد، نگاهی که تصور می‌کند می‌توان با حفظ صندلی‌ها، تکرار وعده‌ها و اتکا به حمایت‌های بیرونی، فوتبال را اداره کرد.اگر قرار است فوتبال ایران دوباره به جایگاه واقعی خود در آسیا بازگردد، باید یک‌بار برای همیشه فوتبال را از حاشیه قدرت به متن تخصص، شفافیت و پاسخگویی بازگرداند.ناگویا را نباید فراموش کرد.چون گاهی یک شکست، فقط شکست نیست،آیینه‌ای است که تمام ضعف‌های پنهان یک ساختار را در چهار گل به نمایش می‌گذارد،آن هم چهار گل از کشوری که مردمانش در فقر ،زجر و گرسنگی مطلقند.

#اختصاصی گل #علی افتخاری #المپیک آسیایی ناگویا2026 #تیم ملی امید
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها