روزنامه گل
مصطفی قدم خیر- دوشنبه شب اگر کسی فوتبال ایران را نمیشناخت و اتفاقی پای تلویزیون مینشست، احتمالاً تصور میکرد دارد یک دعوای خانوادگی را تماشا میکند؛ نه برنامهای درباره مهمترین ورزش این مملکت.
یک طرف امیررضا واعظآشتیانی بود، یک طرف علی خطیر؛ بعد حجت کریمی وارد ماجرا شد و هرچه جلوتر رفتیم، فوتبال کمتر دیده شد و گذشته آدمها، سابقه آدمها و اتهامهای متقابل بیشتر.واعظآشتیانی از نبود استراتژی در فدراسیون گفت و حتی مدعی شد برنامه جامع مجید جلالی برای هیأترئیسه رد شده است؛ خطیر این ادعا را تکذیب کرد و گفت اساساً چنین گزارشی برای رد شدن ارائه نشده است.
بعد بحث از برنامه و استراتژی به سابقه و اعتبار افراد کشید؛ خطیر گفت بیشتر از واعظ در فوتبال بوده و واعظ هم پاسخ داد که «شما را به عنوان ایجنت میشناسند». خطیر جواب داد که «ایجنت هم خود شما هستید» و در ادامه از «بیمعرفتی و بیتدبیری» گفت.
تمام شد؟نه.بعد نوبت حجت کریمی رسید. کسی که خودش سابقه مدیریت استقلال را دارد، روبهروی همان عضو هیأترئیسه فدراسیون نشست و گفت خطیر نمیتواند در هیأترئیسه باشد. بعد هم بحث به اتهام فساد و دلالی رسید و حتی پای خانواده و شکایت قضایی به میان کشیده شد. خطیر نیز در دفاع از خودش از سابقه و سفرهای خارجیاش گفت و تأکید کرد به صد کشور دنیا سفر کرده و نیازی به سفر خارجی ندارد.

اینها را کنار هم بگذارید و یک سؤال ساده بپرسید:ما دقیقاً از این جمع چه انتظاری داریم؟از هیأترئیسهای که یکی از اعضایش روی آنتن زنده با مدیرعامل سابق استقلال درگیر میشود، مدیرعامل سابق دیگری همان عضو هیأترئیسه را متهم میکند و طرف مقابل هم پاسخهایی میدهد که شأن فوتبال ایران را پایین میآورد، قرار است چه چیزی بیرون بیاید؟برنامه راهبردی؟توسعه فوتبال پایه؟ساختن تیم ملی آینده؟حل مشکل باشگاهها؟توسعه زیرساخت؟یا قرار است هر بار یکی از مدیران به تلویزیون بیاید، دیگری را متهم کند و آخر شب هم هوادار بماند و انبوهی از سؤالهایی که هیچکس جوابشان را نداده است؟
نکته مهم اینجاست که این دعوا صرفاً یک دعوای شخصی نبود. دعوا درباره اعتبار مدیریت فوتبال ایران بود.وقتی منتقد میپرسد استراتژی شما چیست، پاسخ باید یک سند باشد، نه عصبانیت. وقتی درباره فوتبال پایه سؤال میشود، باید آمار و برنامه روی میز بیاید، نه اینکه بحث به سابقه و میزان حضور افراد در فوتبال کشیده شود. وقتی درباره عملکرد تیمهای ملی سؤال میشود، مردم حق دارند بدانند مسئولان دقیقاً چه کردهاند و چه چیزی قرار است تغییر کند.خود فوتبال برتر هم در گزارشش نوشت که بحث اولیه درباره فقدان استراتژی و نتایج ضعیف تیمهای ملی بود و واعظآشتیانی عملکرد تیمهای ملی بزرگسالان، امید، جوانان و نوجوانان را زیر سؤال برد.اما چیزی که روی آنتن ماند، استراتژی نبود؛ دعوا بود و این شاید بهترین خلاصه وضعیت فوتبال ایران باشد.

ما از مدیران فوتبال، مدیر فوتبال میخواهیم؛ نه شرکتکننده مناظره.از آنها برنامه میخواهیم؛ نه پروندهسازی تلویزیونی.از آنها تصمیم میخواهیم؛ نه پاسخهای عصبی.از آنها شخصیت مدیریتی میخواهیم؛ نه اینکه هر اختلافی را به سطح «تو بیشتر بلدی یا من؟»، «تو چهکارهای؟» و «من بیشتر از تو فوتبال بودهام» بکشانند.البته بخشی از تقصیر متوجه خود برنامه هم هست. تلویزیون وقتی دو چهره را روبهروی هم مینشاند، باید بداند احتمالاً دعوا از بحث اصلی جذابتر میشود. اما اینجا یک تفاوت اساسی وجود دارد: اگر آدمهای حاضر در اتاق تصمیمگیری فوتبال، خودشان نتوانند اختلاف را حرفهای مدیریت کنند، مشکل فقط مجری و تهیهکننده نیست.
فوتبال ایران سالهاست از مدیریت حرفهای حرف میزند، اما هنوز در ابتداییترین شکل مدیریت اختلاف مشکل دارد.خب، از این هیأترئیسه با این وضع، با این میزان هماهنگی و این کیفیت گفتوگو، دقیقاً انتظار داریم چه چیزی دربیاید؟بیله دیگ، بیله چغندر.اگر ورودی فوتبال این باشد، نباید از خروجیاش تعجب کنیم. فوتبال ایران بیش از مدیرانی که روی آنتن برای هم پرونده رو میکنند، به مدیرانی احتیاج دارد که بیرون از آنتن، برای فوتبال کارنامه بسازند.
#اختصاصی گل #مصطفی قدم خیر #علی خطیر #حجت کریمی #فوتبال برتر