قلعه‌نویی عذرخواهی کرد یا سقوط؟
120389
صدای انقلاب شما را شنیدم!
امروز 01:52
یک اتفاق عجیب در فوتبال ایران افتاده است؛ نه در زمین، نه روی نیمکت، بلکه در ادبیات امیر قلعه‌نویی.

روزنامه گل

شاهین طهرانی - یک اتفاق عجیب در فوتبال ایران افتاده است؛ نه در زمین، نه روی نیمکت، بلکه در ادبیات امیر قلعه‌نویی.مردی که سال‌ها در برابر انتقادها ایستاد، برای شکست‌ها توضیح داشت، برای ناکامی‌ها دلیل پیدا می‌کرد و معمولاً منتقدان را به نداشتن شناخت از فوتبال متهم می‌کرد، حالا نامه‌ای نوشته که اگر نام امیر قلعه‌نویی را از بالای آن برداریم، شاید باورمان نشود نویسنده همان آدم همیشگی است.این بار او می‌گوید: «تمام انتقاداتی که از سوی کارشناسان فنی، رسانه‌ها، پیشکسوتان و مردم مطرح شده را شنیده‌ام و به گوش جان شنیده‌ام.»بعد یک قدم جلوتر می‌رود: فوتبال متعلق به مردم است.باز هم جلوتر: نمی‌خواهم از نتایج اخیر فرار کنم یا برای آنها توجیه بتراشم و بعد مهم‌ترین جمله: اگر تصمیم اشتباهی گرفته شده، اگر برنامه‌ریزی خوب نبوده یا اگر از ظرفیت بازیکنان استفاده نکرده‌ایم، مسئولیتش را می‌پذیرم.

این دیگر آن قلعه‌نویی‌ای نیست که ما در سال‌های اخیر می‌شناختیم.این قلعه‌نویی، شبیه کسی است که صدای اعتراض را بالاخره از پشت دیوارهای اتاقش شنیده است.شاید به همین دلیل است که نمی‌توان از کنار این متن ساده گذشت.قلعه‌نویی در کنفرانس بعد از شکست سه بر یک مقابل ازبکستان هم عذرخواهی کرده بود و حتی گفت «مقصر اصلی این اتفاق من هستم».اما بعد از شکست برابر روسیه، فشارها بیشتر شد و حالا او در گفت‌وگویی مفصل، تقریباً تمام واژه‌هایی را که منتقدان در سال‌های اخیر انتظار شنیدنش را داشتند، کنار هم گذاشته است:انتقاد را شنیده‌ام.حق با شماست.مسئولیت با من است.توجیه نمی‌کنم.باید تغییر کنیم.یک فرصت بدهید.این فقط عذرخواهی نیست.این، تغییر لحن یک مربی تحت فشار است و شاید بتوان گفت چیزی فراتر از آن: یک نشانه از اینکه قلعه‌نویی فهمیده مسئله دیگر یک شکست یا دو شکست نیست.مسئله، اعتماد از دست رفته است.

اینجاست که آن جمله تاریخی سال ۵۷، فارغ از همه بحث‌های سیاسی پیرامونش، به عنوان یک استعاره روزنامه‌ای به کار می‌آید.شاه در آخرین ماه‌های حکومتش خطاب به مردم گفت: صدای انقلاب شما را شنیدم.قلعه‌نویی البته نه شاه است، نه فوتبال انقلاب است و نه شکست در یک فیفادی را می‌توان با تحولات سیاسی یک کشور مقایسه کرد.اما از منظر ادبیات قدرت، یک شباهت جالب وجود دارد:وقتی اعتراض‌ها از حد مشخصی عبور می‌کنند، زبان صاحب قدرت تغییر می‌کند.دیگر نمی‌گوید مردم اشتباه می‌کنند.نمی‌گوید منتقدان فوتبال نمی‌فهمند.نمی‌گوید شکست اتفاقی بود.نمی‌گوید همه چیز خوب است.می‌گوید:حق دارید ناراحت باشید.این جمله شاید از همه مهم‌تر باشد.چون برای نخستین بار، مسئله از نگاه او فقط نتیجه یک مسابقه نیست؛ پذیرفتن این است که بخشی از جامعه فوتبال، دیگر تیم ملی را آن تیمی نمی‌بیند که باید ببیند.اما آیا این تغییر لحن، نشانه تغییر واقعی است یا فقط خریدن زمان؟آیا این وعده‌ها واقعاً به تغییر تفکرات، بازیکنان و کادر فنی منجر می‌شود یا صرفاً راهی برای خریدن زمان تا جام ملت‌های آسیاست؟تغییر دادن چند جمله در یک مصاحبه، آسان است.تغییر دادن تیم اما کار دیگری است.

یک نکته را هم نباید فراموش کرد.قلعه‌نویی می‌گوید: «از مردم می‌خواهم یک فرصت بدهند.»اما فوتبال ایران در این سال‌ها آن‌قدر فرصت به مربیان و مدیران داده که دیگر «فرصت» واژه ارزانی نیست.مردم به تیم ملی فرصت داده‌اند.به نسل طلایی فرصت داده‌اند.به کادر فنی فرصت داده‌اند.به وعده تغییر نسل فرصت داده‌اند.به جام جهانی فرصت داده‌اند.حالا اگر قرار است فرصت دیگری داده شود، این بار باید در ازای آن چیزی تحویل داده شود.حالا نوبت اوست که صدای مردم را در زمین به ما نشان بدهد.چون شاید واقعاً صدای انقلاب را شنیده باشد؛اما در دنیای قدرت، بعد از شنیدن صدای اعتراض ، فقط یک راه برای اثباتش وجود دارد:تغییر.

#شاهین طهرانی #اختصاصی گل #امیر قلعه نویی #تیم ملی
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها