روزنامه گل
شاهین طهرانی - گاهی برای فهمیدن حال یک مجموعه، لازم نیست صدها صفحه گزارش کارشناسی بخوانیم؛ کافی است دو تصویر را کنار هم بگذاریم.تیم ملی بزرگسالان مقابل ازبکستان؛تیم امید مقابل کره شمالی.
یکی با سه گل شکست میخورد، دیگری با چهار گل حذف میشود. یکی بعد از جام جهانی همچنان در جستوجوی هویت فوتبالی است، دیگری در بازیهای آسیایی حتی از مرحله گروهی عبور نمیکند و بالای هر دو تصویر، یک نام بزرگتر از همه ایستاده است:فدراسیون فوتبال ایران. حالا اگر قرار باشد برای این دو شکست دنبال دو مقصر کاملاً جدا بگردیم، داریم صورت مسئله را ساده میکنیم.
امیر قلعهنویی و حسین عبدی ممکن است در کیفیت کار فنی خود مسئولیتهای متفاوتی داشته باشند، اما آنها در یک ساختار تصمیمگیری کار میکنند؛ ساختاری که سالهاست خروجیاش بیشتر از آنکه فوتبال تولید کند، توجیه تولید میکند. تیم امید را برای ناگویا فرستادیم؛ لیگ را جابهجا کردیم، باشگاهها را درگیر کردیم، بازیکنان مطرح لیگ را در اختیارش گذاشتیم و حتی از تیم بزرگسالان برایش مهره گرفتیم. حاصل؟ چهار گل از کره شمالی و حذف در مرحله گروهی.فردایش هم فدراسیون بیانیه داد و برای نخستین بار با ادبیاتی کمسابقه گفت نتیجه «به هیچ وجه قابل توجیه نیست» و زمان «تصمیمهای شجاعانه» فرا رسیده است.خیلی هم عالی.اما تصمیم شجاعانه درباره چه کسی؟فقط سرمربی امید؟ اگر ساختار انتخاب، برنامهریزی و مدیریت تیمهای ملی مشکل دارد، تغییر یک مربی بیشتر شبیه پاک کردن نام روی پرونده است تا حل مسئله.
شاید کار خدا باشد که درست همینجا امیر قلعهنویی وارد قاب میشود.تیم ملی بعد از جام جهانی هنوز هم همان سؤال قدیمی را دارد: قرار است چه فوتبالی بازی کند؟در بازی با ازبکستان، تیم ملی سه گل خورد؛ در حالی که ازبکستان نه یک قدرت دستنیافتنی فوتبال جهان است و نه تیمی که شکست برابرش را بتوان با بدشانسی توضیح داد. حتی شرایط اخیر خود ازبکستان هم چندان درخشان نبود.اما مسئله برای فدراسیون ظاهراً همچنان انتخاب بین «ادامه» و «ادامه» است!
یک روز از تغییر نسل حرف میزنیم، روز دیگر همان نسخههای قدیمی را ادامه میدهیم. از جوانگرایی میگوییم، اما جوانگرایی را با تعویض چند اسم اشتباه میگیریم. از برنامه بلندمدت حرف میزنیم، اما هر شکست را جداگانه تحلیل میکنیم؛ انگار هیچ رابطهای میان تیمهای ملی مختلف وجود ندارد.این فوتبال، جزیرههای جدا از هم نیست.اگر تیم امید فاقد ایده است و تیم بزرگسالان هم هویت روشنی ندارد، باید یک جای کار در بالاترین سطح مدیریت فوتبال را جستوجو کرد. فدراسیون پس از فاجعه امید، از «تصمیمهای شجاعانه» حرف میزند؛ در حالی که پیشتر مهدی تاج بر ادامه همکاری با قلعهنویی تا جام ملتهای آسیا تأکید کرده بود.یعنی برای امید، بعد از شکست، باید تصمیم شجاعانه گرفت؛ اما برای تیم بزرگسالان، با وجود ناکامی در جام جهانی و شکست سنگین اخیر، نسخه همان مسیر ادامه پیدا میکند؟
این دیگر تصمیم نیست؛ تناقض است.اگر فدراسیون واقعاً معتقد است «زمان تصمیمهای شجاعانه» رسیده، اولین سؤال باید متوجه خودش باشد.مدیری که سالها در رأس فوتبال بوده، نمیتواند هر بار پس از یک فاجعه، خودش را در جایگاه منتقد همان فاجعه قرار دهد.نمیشود هم طراح مسیر باشی، هم وقتی مسیر به دیوار خورد، بگویی «چه مسیر بدی بود!»
اگر عبدی انتخاب اشتباهی بوده، چه کسی او را انتخاب کرد؟اگر تیم امید برنامه مناسبی نداشت، چه کسی مسئول برنامه بود؟اگر تیم ملی بزرگسالان نیاز به تغییر دارد، چه کسی باید این تغییر را مدیریت کند و اگر همه چیز خوب بوده و فقط «نتیجه» بد شده، چرا در فاصله کوتاه دو تیم ملی در دو تورنمنت مهم چنین خروجیهایی داشتهاند؟پاسخ دادن به این پرسشها شجاعت میخواهد.نه بیانیه ، نه عذرخواهی و نه وعده بررسی. فوتبال ایران امروز بیش از هر چیز به یک خانهتکانی در نگاه مدیریتی نیاز دارد. نه الزاماً به معنای تغییر همه آدمها، بلکه تغییر این تصور که میتوان با همان روش، همان آدمها، همان تصمیمها و همان منطق، انتظار نتیجهای متفاوت داشت.وگرنه داستان ادامه پیدا میکند و جغدان، همچنان بر ویرانههای فوتبال ایران لانه میکنند!
#تیم ملی #سرمربی تیم ملی امید #حسین عبدی #امیر قلعه نویی #اختصاصی گل