روزنامه گل
مارینا سوری - یک شب، دو برنامه، دو روایت و بعد یک روایت سوم که از راه رسید!ماجرا از فوتبال برتر شروع شد؛ جایی که سعید الهویی، دستیار امیر قلعهنویی، درباره غیبت اللهیار صیادمنش در فهرست تیم ملی توضیح داد و گفت دلیل دعوت نشدن این بازیکن فنی نیست و به مسائل «رفتاری» مربوط میشود. روایتی که خیلی زود به «مشکل اخلاقی» تعبیر شد و البته خود صیادمنش هم دقیقاً همین واژه را هدف گرفت.
چند ساعت بعد، صیادمنش در برنامه عادل فردوسیپور حاضر شد و پاسخ داد: اگر مسئله فنی است، بگویید سلیقه مربی نیستم؛ اگر قرار است دعوت نشوم، صادقانه بگویید. اما چرا پای اخلاق را وسط میکشید؟ او حتی تأکید کرد در سالهای حضور این کادر فنی، مشکل انضباطی نداشته و با وجود حضور در چندین اردو و برگزاری بازیهای دوستانه متعدد، فرصت بسیار کمی برای بازی پیدا کرده است. صیادمنش در ادامه انتقادات تندتری مطرح کرد و گفت قلعهنویی اساساً اعتقادی به او ندارد و حتی از شرایط و پست بازی او در فوتبال اروپا اطلاع دقیقی نداشته است.
تا اینجا، یک اختلاف نظر فوتبالی داشتیم؛ اختلاف میان یک بازیکن و کادر فنی.اما داستان وقتی عجیبتر شد که بعد از مصاحبه صیادمنش، روایت دیگری از راه رسید. تسنیم در گزارشی درباره علت دعوت نشدن این بازیکن، موضوع را فراتر از «رفتاری» یا «اخلاقی» برد و به اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، حمایت صیادمنش از مردم ایران و همچنین خالکوبیهای او اشاره کرد. در این گزارش از تتوی نقشه ایران با نشان فروهر و عبارت «پادشاه پادشاهان» نام برده شد و این موارد بهعنوان بخشی از مسائلی مطرح شدند که مورد توجه فدراسیون فوتبال و کادر فنی قرار گرفتهاند.
اینجاست که سؤال اصلی شکل میگیرد:بالاخره مشکل صیادمنش اخلاقی است یا سیاسی؟اگر موضوع، اخلاق و رفتار حرفهای یک فوتبالیست است، چرا هیچکس دقیق نمیگوید این «رفتار غیراخلاقی» چه بوده است؟بازیکن متهم شده، اما اتهام مشخصی اعلام نمیشود. نه تخلف انضباطی مشخصی مطرح شده، نه محرومیتی، نه گزارشی از درگیری یا بیاحترامی و نه حتی یک مورد روشن که بتوان گفت مصداق همان «مشکل اخلاقی» بوده است.در عوض، بعد از اعتراض صیادمنش به این روایت، بحث استوریهای او در دیماه و تتوهایش مطرح میشود. این دیگر اسمش هرچه باشد، حداقل در ظاهر، «مسئله اخلاقی» به معنای متعارف فوتبال نیست.
تتو داشتن یک فوتبالیست ممکن است در چارچوب قوانین یا مقررات یک کشور محل بحث قرار بگیرد. اظهارنظر یک بازیکن درباره اتفاقات اجتماعی نیز ممکن است برای برخی مسئولان خوشایند یا ناخوشایند باشد. اما اگر چنین مواردی واقعاً دلیل تصمیم کادر فنی تیم ملی بوده، چرا از ابتدا همین موضوع گفته نمیشود؟چرا باید گفته شود «رفتاری»؟چرا «اخلاقی»؟چرا «فنی نیست»؟ اگر واقعیت این است که یک فوتبالیست به دلیل مواضع اجتماعی، استوریهایش یا ظاهرش مورد پسند مدیران فوتبال نیست، دستکم این روایت از نظر منطقی روشنتر است. موافقش باشیم یا مخالفش، بالاخره میدانیم درباره چه چیزی صحبت میکنیم.اما وقتی یک موضوع سیاسی یا اجتماعی با برچسب اخلاقی وارد فوتبال میشود، اتفاق دیگری رخ میدهد: مرزها مخلوط میشوند.و این برای خود فوتبال خطرناکتر است.
تیم ملی قرار است بهترین بازیکنان یک کشور را انتخاب کند. معیار میتواند کیفیت فنی، آمادگی جسمانی، تاکتیک، نظم تیمی و البته انضباط حرفهای باشد. اما اگر قرار است معیار دیگری هم وجود داشته باشد، بهتر است تکلیف آن برای بازیکن و افکار عمومی روشن باشد.صیادمنش امروز در فوتبال لهستان بازی میکند، در لخپوزنان به میدان میرود، گل میزند و در لیگ اروپا مقابل تیمهای مطرح اروپایی بازی کرده است. طبق گزارشهای منتشرشده، او در این فصل یکی از بازیکنان مؤثر لخپوزنان بوده و آمار گلزنی قابل توجهی داشته است.
پس اگر کادر فنی میگوید او از نظر فنی مناسب تیم ملی نیست، این حق طبیعی مربی است. هیچ بازیکنی نمیتواند برای سرمربی تعیین کند چه کسی باید دعوت شود.اما اگر مسئله فنی نیست، اگر مسئله اخلاقی است، باید مصداقش مشخص باشد و اگر مسئله نه فنی است و نه اخلاقی، بلکه به مواضع اجتماعی و سیاسی بازیکن مربوط میشود، باز هم باید همین را گفت.چون بدترین حالت برای فوتبال، نه دعوت نشدن یک بازیکن است و نه حتی اختلاف میان بازیکن و مربی. بدترین حالت، ابهام در دلیل تصمیم است.صیادمنش هم در مصاحبهاش یک حرف مهم زد: گفت اگر سلیقه مربی نیست، همین را بگویند و او میپذیرد. این حرف، حتی اگر تمام ادعاهای دیگرش را کنار بگذاریم، یک مطالبه ساده دارد؛ شفافیت.در نهایت، مسئله فقط اللهیار صیادمنش نیست.امروز ممکن است نوبت او باشد؛ فردا نوبت بازیکن دیگری.اگر معیار دعوت به تیم ملی تغییر کرده، باید همه بدانند معیار چیست.
اگر قرار است رفتار اجتماعی بازیکن هم در کنار فوتبالش ارزیابی شود، این هم باید روشن باشد. اگر تتو، استوری یا موضع اجتماعی میتواند مانع حضور یک فوتبالیست در تیم ملی شود، بهتر است این موضوع با واژه «اخلاقی» پوشانده نشود.چون فوتبال، هرچقدر هم که سیاسی و اجتماعی شده باشد، هنوز یک زمین چمن، یک توپ و یازده بازیکن دارد و یک سؤال ساده:اگر مشکل صیادمنش سیاسی است، چرا میگوییم اخلاقی؟
#الهیار صیادمنش #تیم ملی