نظم و انضباط از نقل و انتقالات پیشی می‌گیرد؟
119670
برخورد به شرط لطمه نخوردن تیم!
امروز 00:08
یک مربی و یک مدیر نمی تواند و نباید با همه زیر مجموعه های خود در یک گروه جمعی یکسان برخورد کند! در واقع نمی شود همه را با یک چوب زد و اینجاست که مسال روانشناسی و روان شناختی نقش پر رنگ خود را نشان میدهند

روزنامه گل

بهمن تیرگان - این روزها هواداران فوتبال نه به عملکرد ضعیف تیم فوتبال جوانان کاری دارند نه به پریشانی اوضاع فوتبال بانوان و نه به فاکتورسازی هزینه های تیم های ملی فوتبال در سفرهای خارجی و نه به اجرا حکم دکتر دروازبان برای خدمت نظام وظیفه و نه دیگر کسی کاری به کار مثلث آقای رئیش و قلعه نویی و پاداش های میلیاردی دارند و نه به این حقیقت که دو باشگاه پایتخت نشین با مجوز حرفه ایی آسیا بخاطر فقدان زمین و استادیوم خصوصی مجبور به پیکار در زمین یک باشگاه فاقد مجوز حرفه ایی شده اند! جالب نیست؟! من که میگم نیست اما در ادامه قطعا اشاره خواهم کرد که چه نکته ایی جالب است!

قطعا این روزها فوتبال دوستان و همگان با سر و صدا و هیاهویی که بعد از دربی متوجه باشگاه استقلال شده است به نوعی درگیر شده اند. دو بازیکن و دو رفیق بر سر زدن یک کاشته چانه زنی میکنند و در طول مسابقه هم اتفاق خاصی نمی افتد اما بعد از بازی سرمربی استقلال که با تناسب به شاکله تیمی و بسته بودن پنجره نقل و انتقالات نتایج قابل قبول یکسب کرده است تصمیم میگیرد که چنین هیاهویی را بپا بکند. در صورتیکه چنین موضوعاتی میتوانست در داخل خانواده استقلال سر و تهش هم بیایید و باعث دو دستگی و یا کدورت بین هواداران و بازیکنان و حتی پیشکسوتان این باشگاه نشود! سهراب بختیارزاده در یک حرکت انتحاری تصمیم می گیرد شمشیر را بیرون کشیده و بازیکن گله مند را به بدترین نحو ممکن تنبیه کند که همزمان بلکه زهر چشمی از سایر بازیکنان گرفته باشد! خیلی جالبه که حجم بالایی از کاربران سایت های ورزشی در این تقابل دم از اجرا نظم و انضباط میزنند در صورتیکه نیم قرن است که خودشان ثابت کرده اند که از بی انضباط ترین مردمان دنیا هستند!

نقش نظم و انضباط ایرانیان در جامعه و مدیریت کلان!

کلا برقراری و داشتن نظم و انضباط به تنهایی داشته مثبتی برای هر مجموعه و جامعه ایی تلقی شود و نه تنها آن مجموعه و یا جامعه را می تواند زبانزد خاص و عام بکند بلکه میتواند باعث پیشرفت و ارتقا سطح کیفی و عملکردی شود اما هر تغییری تبعات خود را دارد. حال چرا می گوییم تغییر و صحبت از تبعات میکنیم؟ چون جامعه امروزه ما نزدیک به نیم قرن است تلاش کرده است که ثابت کند یکی از بی نظم و انضباط ترین جوامع معاصر جهان است! چطوری؟ به ترتیب ذیل!

- فاقد هوش کافی و اعتنا برای عبور از عرض خیابان هستیم!

- فاقد توجه و اهمیت برای قوانین رانندگی هستیم!

- فاقد فرهنگ آپارتمان نشینی و شهرنشینی هستیم!

- فاقد نظم و انضباط نسبت به قوانین گفتمان و میزگرد هستیم!

- فاقد نظم و انضباط در ایستادن در صف و رعایت حقوق دیگران هستیم!

- فاقد انضباط در آداب و معاشرت و عدم دخالت در زندگی خصوصی دیگران هستیم!

- فاقد نظم و انضباط در تدوین و شکل گیری و اجرا وظایف مدیریت های کلان هستیم!

- فاقد نظم و انضباط در پرداخت و اجرا در تعهدات خود هستیم!

- فاقد نظم و انضباط در همزیستی و همنشینی هستیم!

- فاقد نظم و انضباط در امور فروش و خدمات و رسیدگی به مشکلات ارباب رجوع هستیم!

- فاقد نظم و انضباط در اطراق کردن در دل طبیعت و فضا سبز هستیم!

-فاقد......

بله به این ترتیب است که جامعه ایی که از بیخ و بن چنین تربیت شده است و آن را برای خود اپیدمی و روال کرده است وقتی با تغییرات شگرف مواجه می شود دچار سردرگمی و یا حتی سرخوردگی می شود که گاهی تحکیم و سخت گیری در اجرا نظم و انضباط برای اعضا جامعه ایی که به آن عادت و باور ندارند میتواند کاملا معکوس عمل بکند و باعث دگردسی شود.

بیاییم برگردیم به مسئله فوتبال و به دورانی که افرادی مانند مرحوم ناصر حجازی و یا منصور پورحیدری آقا بالا سر تلی از بازیکنان یاغی و بی انضباط بودند چگونه توانستند آرامش را در تیم و بازیکنان حفظ نمایند. آنها در برهه اول هنر گفتمان داشتند و بلد بودند با هر نوع بازیکنی و بر حسب مسايل روانشناسی ارتباط برقرار کرده و با ایجاد رفاقت و صمیمیت آن ها را یک دل و یکدست کنند. در دنیا مربیگری امروزه هم ما شاهد تفوت هایی در عملکرد مربیان در باشگاه های مختلف هستیم که جدا از کیفیت فنی خود مربی کیفیت ارتباط برقرار کردن و رفتاری خود مربیان است که بیشتر به موفقیت خودشان و باشگاه شان کمک میکند. در اینکه یک بازیکن باید در خدمت باشگاه خود باشد هیچ شکی نیست اما اینکه چگونه بتوانیم گلچینی از بازیکنان با شخصیت و رفتارهای مختلف را هم گن و هم سو بکنیم کاری است که با شلاق زدن صورت نمیگیرد همانطور که فشارهای اجتماعی نتوانست قانون گذار را به دلخواه و خواسته های خود برساند.

هنر رهبری و مدیریت خرد و کلان

هر رهبر و مدیری آرزو دارد که با حداقل دردسر بتواند زیر مجموعه های خود و افرادی که برای او کار میکنند را یکدست و یک دل بکند. تجسم کنید مجموعه رستورانی را که شامل انواع کارگر و کارمند است و بدون اینکه بتواند با اعضا خود ارتباطی برقرار کند و یا شناخت کاملی از هر کدام از آنها داشته باشد قوانینی را تدوین کند و در ادامه راه انتظار داشته باشد که همگان از آن قوانین تبعیت کنند. این روش باعث میشود عده ایی از قوانین تمکین کرده و عده ایی دیگر که خودشان را همساز با قوانین تدوین شده نمی دانند مجموعه را ترک کنند.اگرچه همیشه عده ایی دیگر جای آنها را خواهند گرفت اما بدلیل عدم فهم کامل و ملموس نبودن با استانداردها برای همگان ، همچنان معضل نافرمانی میتواند مانند کوه آتشفشان خفته ایی سر جای خود باق بماند.

یک مربی و یک مدیر نمی تواند و نباید با همه زیر مجموعه های خود در یک گروه جمعی یکسان برخورد کند! در واقع نمی شود همه را با یک چوب زد و اینجاست که مسال روانشناسی و روان شناختی نقش پر رنگ خود را نشان میدهند. داشتن یک روانشناس در کادر فنی تیم های ورزشی امروزه روال و عادی و در برخی مواقع اجتناب ناپذیر است. که البته ترجیجا این مدیر و مربی است که باید چنین دانشی داشته باشد و یا حداقل خودش با روان شناس تیم جلساتی داشته باشد و از او بیاموزد که چگونه با چه بازیکنی چه رفتاری را اتخاذ کند که با حداقل تلفات بتواند به خواسته و الگو خود برسد.چون برگزاری جلسات بین روانشناس و بازیکن هم کار جالبی نیست و میتواند پس زدگی به همراه بیاورد و نتایج بدی داشته باشد.

#استقلال #سهراب بختياري زاده
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها