روزنامه گل
حسن صانعی پور - براساس گفته میرشادماجدی، دو استادیوم قدیمی آزادی و تختی حداقل تا پایان سال به چرخه مسابقات بازنخواهند گشت. موضوعی که در سه فصل اخیر تبدیل به معضل بزرگ فوتبال ایران شده و یک بلاتکلیفی خاص در فضای فوتبال کشور بوجود آورده است. در این بین سرخابیهای پایتخت که در مسابقات مختلف خود با حضور حداکثری تماشاگران مواجه هستند نیز به همین علت از حضور هوادارانی محروم میباشند که در کسب نتایج برتر، به عنوان یار دوازهم آنان محسوب میشوند. اگر وضعیت بحرانی منطقه را فاکتور بگیریم باید اعتراف کنیم، متولیان ورزش و فوتبال در این مورد مهم توجه ویژه و وسواس درستی نداشته و لاجرم باید همواره منتظر تبعات مرتبط با آن باشیم.
لیگ بدون استادیوم
دیدارهای مربوط به دو تیم پرسپولیس و استقلال که همواره با پخش مستقیم تلویزیونی همراه میباشد، ویترین فوتبال باشگاهی کشور محسوب شده و افق توجه آن از مرزهای جغرافیایی کشور نیز فراتر رفته است. این بدان معناست که نگاه منطقه و آسیا در لابلای بازیهای این دو تیم به زیرساختهای موجود نیز هست. در این شرایط و با توجه به برگزاری دیدارهای این دو تیم در استادیوم نه چندان مجهز قدس و یا هر ورزشگاهی دیگری باید گفت؛ " لیگ ایران بدون استادیوم است." پُر واضح است که نهادی چون ای اف سی و مقام بالادستی او فیفا، نباید میزبانی دیدارهای مهم ملی و باشگاهی را به ایران داده و بهانه لازم در خصوص محرومیت ایران از میزبانیهای حساس و تاثیرگذار فراهم شده است. "فوتبال ایران بدست خودش مقدمات ضعف و شرایط فشار را فراهم کرده است."
سرخابیهایِ ایرانگرد
قدرمسلم اینکه آزادی و تختی برای لیگ پیش رو آماده نخواهد شد. از طرفی پرسپولیس و استقلال علاوه بر دربی چند دیدار مهم و تاثیرگذار نیز دارند. در دو فصل قبل دیدارهای مهم و همچنین دربی آنان در شهرهایی چون اراک و قزوین و حتی اصفهان برگزار شده است. "یک ایرانگردی اجباری که صرفا باعث خوشحالی هواداران شهرهای میزبان شده اما شیرازه دو تیم را به لحاظ تمرکز و آیتمهای مربوط به میزبانی برهم ریخته است." سرخابیها به جو استادیومی چون آزادی عادت کرده و به همان اندازه که جایگاه هواداریِ دو تیم درسکوها نهادینه شده است، پس زمینه بازیکنان آنان نیز با اتمسفر آزادی اجین گردیده است. شاید به جران بتوان گفت؛ افت محسوس آنان در فصول اخیر بی ارتباط با بلاتکلیفی آنان به لحاظ نداشتن ورزشگاهِ مشخص نیست.
جام ملتها نزدیک است
برای حضور قدرتمند در تورنمنت مهمی چون جام ملتهای آسیا علاوه بر شرایط حاکم بر لیگ داخلی، تمرکز بازیکنانی که قرار است در ترکیب تیم ملی به مصاف رقیبان بزرگ و کوچک بروند نیز مهم است. بازیکنی که جو سنگین ورزشگاه آزادی را تجربه نکند و ذهنیت بازیهای بزرگ بینالمللی را نداشته باشد، در جام ملتها دچار دوگاندگی خواهد شد. به این موضوع باید حضور جوانانی را در تیم ملی اضافه نماییم که قرار است جایگزین بزرگان بازنشسته تیم ملی بشوند. این درحالی است که در شرایط موجود شانزده میزبانی ثابت نیز در پیش روی بازیکنان، به خصوص سرخابیهای نخواهد بود. یک تکثر ناموزون که در فاصله چهارماه مانده به جام ملتها، موجب جابجاییهای بیش از استاندارد در ترکیب تیمها خواهد شد و در نهایت انتخاب نهایی را برای کادرفنی تیم ملی نیز سخت خواهد کرد.
زیرساخت مقدمه حفظ اقتدار
اگر روزگاری تمام تیمهای باشگاهی و ملی دیگر کشورها از حضور در استادیوم آزادی واهمه داشتند، به این معنا بود که این استادیوم به فوتبال ایران اعتبار و اقتدار میبخشید. باید به این نکته توجه کرد که زیرساختها، مقدمه حفظ اقتدار فوتبال ملی است. اما اینکه چرا پُرسه تکمیل و یا تجهیز و یا بهرهبرداری مجدد از استادیومی چون آزادی به درازا کشیده است؟ بر همگان پوشیده میباشد. فوتبال ایران حتی نتوانسته است استادیومهای جایگزینی چون تختی را نیز به حداقلهای استاندارد نزدیک کند و برنامه ریزی دقیقی در خصوص میزبانی سرخابیها داشته باشد. در این شرایط و در حالی که رویای آزادی هر فصل، به فصل دیگری منتقل میگردد، لاجرم نباید به موفقیت فوتبال ایران دلخوش باشیم. "فوتبالی که حداقل نسبت به کشورهای همسایه و حتی آسیا از درونمایه غنی و انکارناپذیری برخوردار است." جای افسوس است که کشورهایی همچون عربستان و قطر که یک صدم پتانسیل فوتبال ایران را ندارند، با اهتمام به این مقوله سعی کردهاند کمبودهای آشکار و پنهان خود را پوشش داده و حداقل در فوتبال باشگاهی آسیا شرایطی به مراتب بهتر از فوتبال ایران داشته باشند.
#حسن صانعی پور #اختصاصی گل #یادداشت