روزنامه گل
شاهین طهرانی - مس رفسنجان اگر سقوط کند، فقط یک تیم فوتبال از لیگ برتر پایین نرفته است؛ یک مدل باشگاهداری شکست خورده که سالهاست سؤالهای جدی دربارهاش مطرح است. باشگاهی با پشتوانه مالی سنگین، امکانات قابل توجه و منابعی که بسیاری از تیمهای فوتبال ایران حتی خوابش را هم نمیبینند، حالا در آستانه حذف از سطح اول فوتبال ایران قرار گرفته؛ آن هم نه به خاطر کمبود پول، زمین تمرین یا امکانات، بلکه به خاطر مجموعهای از تصمیمهای مدیریتی غلط که آخرین پردهاش را در دادگاه و پلیآف دیدیم.
مس رفسنجان در فصل جاری، فرصت بزرگی برای ماندن داشت. با توجه به شرایط خاص مسابقات و توقف لیگ، فدراسیون تصمیم گرفت سرنوشت آخرین سهمیه را به پلیآف میان مس رفسنجان و صنعت نفت آبادان بسپارد. مس اما به جای حضور در زمین، تصمیم گرفت به دادگاه عالی ورزش برود و مسابقه را تحریم کند. صنعت نفت به ورزشگاه آمد، آماده بازی شد و مس نیامد.این تصمیم، قمار بزرگی بود؛ قماری که حالا به نظر میرسد مسیها بازنده اصلی آن هستند.
باشگاه میتوانست اعتراض کند، میتوانست شکایت کند، میتوانست تمام مسیرهای حقوقی را طی کند؛ اما اینکه یک تیم فوتبال در مسابقهای که برای سرنوشت حضورش در لیگ برتر تعیین شده حاضر نشود، یعنی پذیرفتن ریسک حذف از فوتبال با تصمیم مدیریتی، نه با نتیجه فوتبالی.حالا CAS هم در مرحله فعلی درخواست توقف روند لیگ را نپذیرفته و برگزاری و ادامه برنامههای فوتبال ایران متوقف نمیشود. مس همچنان میتواند دعوای اصلی خود را پیگیری کند، اما با نزدیک شدن قرعهکشی فصل جدید، زمان علیه رفسنجانیهاست.اما عجیبتر از این پایان، گذشتهای است که مس با خودش حمل میکند.
نام مس رفسنجان در سالهای اخیر بارها در یکی از سنگینترین پروندههای فساد فوتبال ایران مطرح شد؛ پروندهای که مربوط به اتفاقات سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ بود و پای مدیران، افراد فدراسیون و چهرههای فوتبالی را به میان کشید. ماجرایی که با سکههای طلا و پرداختهای غیرقانونی گره خورد و حتی به بازداشت برخی چهرههای سرشناس فوتبال ایران انجامید.پرونده البته فقط در حد حرف و شایعه باقی نماند. در مرداد ۱۴۰۴، دادگستری کرمان اعلام کرد از میان ۱۲ متهم، ۹ نفر در رأی بدوی محکوم و سه نفر تبرئه شدهاند؛ مجموع مجازاتهای تعزیری محکومان نیز ۱۲۲ ماه حبس اعلام شد. اتهامات شامل تحصیل مال از طریق نامشروع، خیانت در امانت و معاونت در این جرایم بود. البته این احکام در مرحله بدوی اعلام شدند و قابلیت اعتراض داشتند.این همان نقطهای است که داستان مس رفسنجان را تلختر میکند.
چطور ممکن است باشگاهی که باید نماد ورزش یک شهر و سرمایه اجتماعی مردم رفسنجان باشد، به جای آنکه با مدیریت درست، ساختار حرفهای و برنامهریزی بلندمدت شناخته شود، سالها با پروندههای قضایی، حاشیههای مدیریتی و تصمیمهای بحثبرانگیز گره بخورد؟
مس از باشگاههایی است که مشکلش کمبود منابع مالی نبود. حتی در اسفند ۱۴۰۲ اعلام شد باشگاه بیش از ۱۰۰ درصد بودجه مصوب خود را دریافت کرده است.یعنی در فوتبالی که باشگاههایی با مشکلات مالی شدید دستوپنجه نرم میکنند، مس از پشتوانه یکی از بزرگترین بنگاههای اقتصادی کشور برخوردار بود. حاصل این سرمایهگذاری بزرگ چه شد؟ تیمی که باید تبدیل به یک الگوی حرفهای برای فوتبال شهرستان میشد، امروز باید درگیر این باشد که آیا اصلاً فصل آینده در لیگ برتر حضور دارد یا نه.
این فقط هدر دادن پول نیست؛ هدر دادن اعتماد مردم است.مردم رفسنجان حق داشتند از این همه امکانات و منابع، یک باشگاه آبرومند، سالم، حرفهای و باثبات ببینند. حق داشتند تیمی داشته باشند که اگر سقوط میکند، به دلیل ضعف فنی باشد؛ نه اینکه نامش با پرونده فساد و دادگاه و شکایت و تحریم مسابقه گره بخورد.مس رفسنجان اگر امروز سقوط کند، قربانی کمبود امکانات نیست؛ قربانی مدیریت است.قربانی این تفکر است که پول میتواند همه چیز را حل کند. نمیتواند.پول میتواند بازیکن بخرد، مربی بیاورد، امکانات بسازد و بودجه فصل را تأمین کند؛ اما نمیتواند مدیریت بد را جبران کند. نمیتواند اخلاق را بخرد. نمیتواند برای یک تصمیم غلط، تصمیم درست تولید کند.مس امروز شاید در دادگاه دنبال بازگرداندن سهمیه لیگ برتر باشد؛ اما مسئله بزرگتر، دادگاه افکار عمومی است.تیمی که نامش در یک پرونده بزرگ فساد فوتبال مطرح شد، حالا ممکن است در یک پرونده حقوقی دیگر و به دنبال یک تصمیم مدیریتی، لیگ برتر را از دست بدهد و چه پایان تلخی!
#یادداشت #شاهین طهرانی #اختصاصی گل