روزنامه گل
مصطفی قدم خیر - جلالالدین ماشاریپوف قرار بود یکی از ستارههای استقلال باشد؛ بازیکنی که با سابقه بازی در فوتبال اروپا و تیم ملی ازبکستان، قرار بود برای آبیها تفاوت ایجاد کند. اما داستان او در استقلال تبدیل به چیزی کاملاً متفاوت شد؛ یک سریال طولانی و پراضطراب که هر قسمت آن با یک علامت سؤال تازه تمام میشود.امروز سؤال اصلی این است: ماشاریپوف فصل آینده بازیکن استقلال خواهد بود یا نه؟
باشگاه هنوز پاسخ قطعی ندارد. وضعیت پزشکی هافبک ازبکستانی همچنان در حال بررسی است و حتی بحث خروج نام او از فهرست استقلال تا نیمفصل مطرح شده؛ اتفاقی که برای تیمی که در شرایط خاص نقلوانتقالاتی قرار دارد، اصلاً مسئله کوچکی نیست و این پایان تلخ داستانی است که از مدتها قبل شروع شده بود.
ماشاریپوف در مقطعی با آسیب رباطی مواجه شد و برخلاف توصیههایی که برای جراحی مطرح شده بود، تصمیم گرفت زیر تیغ نرود. دلیلش هم روشن بود؛ او نمیخواست رویای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ را به خطر بیندازد. حتی گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد او به دنبال درمان غیرجراحی است تا بتواند خودش را به بزرگترین تورنمنت فوتبال دنیا برساند اما فوتبال گاهی بیرحمانهتر از آن چیزی است که تصور میکنیم.
جراحی به تأخیر افتاد، دوره درمان طولانی شد و بعد از آن هم مشکل دیگری سراغ ماشاریپوف آمد. آسیب کمر و ستون فقرات، امید او را برای رسیدن به جام جهانی به خطر انداخت و در نهایت اتفاقی افتاد که شاید برای خود بازیکن از هر مصدومیتی دردناکتر بود: ماشاریپوف جام جهانی را از دست داد.
ازبکستان برای نخستین حضور تاریخی خود در جام جهانی رفت، اما یکی از مهمترین ستارههایش کنار تیم نبود. فدراسیون فوتبال ازبکستان هم غیبت او در جام جهانی را به دلیل مصدومیت تأیید کرد.یعنی ماشاریپوف نه تنها فصلش را از دست داد، بلکه بزرگترین پاداش دوران ملیاش را هم از دست داد.حالا اما یک سؤال دیگر به این مجموعه اضافه شده است: استقلال هم باید تاوان این داستان را بدهد؟
مسئله اینجاست که استقلال در شرایط عادی هم نمیتواند با خیال راحت برای فصل آینده تصمیم بگیرد. وقتی تیم با محدودیتهای نقلوانتقالاتی مواجه است و قرار است فهرست خارجیها و سهمیهها با دقت مدیریت شود، بازیکنی که معلوم نیست چه زمانی آماده بازی خواهد شد، تبدیل به یک معمای بزرگ مدیریتی میشود.از یک طرف ماشاریپوف بازیکن بیکیفیتی نیست که بتوان به سادگی از کنار نامش گذشت. استقلال میداند که اگر او سالم باشد، میتواند یکی از مهرههای تکنیکی و تأثیرگذار تیم باشد.از طرف دیگر، فوتبال با «اگر» بازی نمیشود.نمیشود یک جای فهرست را برای بازیکنی نگه داشت که زمان بازگشتش به شرایط مسابقه مشخص نیست؛ مخصوصاً در فصلی که هر جای خالی در لیست میتواند به معنای از دست رفتن فرصت جذب یک بازیکن آماده باشد.داستان ماشاریپوف برای هواداران استقلال دیگر به یک معادله اعصابخردکن تبدیل شده است.
اگر بماند، آیا آماده است؟اگر خارج شود، آیا بعداً پشیمان میشوند؟اگر نامش را نگه دارند، چه بازیکنی را از دست میدهند؟و اگر کنار گذاشته شود، آیا ماشاریپوف دوباره میتواند به همان بازیکنی تبدیل شود که استقلال انتظار داشت؟
از همه تلختر اینکه خود بازیکن هم تقریباً همه چیز را از دست داده است. او برای رسیدن به جام جهانی حاضر شد مسیر درمانش را به شکلی متفاوت دنبال کند، اما سرانجام نه تنها به جام جهانی نرسید، بلکه حالا آیندهاش در باشگاهی که برایش بازی میکرد نیز در هالهای از ابهام قرار گرفته است.این دیگر فقط قصه یک مصدومیت نیست؛ قصه یک تصمیم است که زنجیرهای از اتفاقات را به دنبال آورد.
ماشاریپوف شاید اگر همان ابتدا جراحی میکرد، امروز وضعیت دیگری داشت. شاید هم نه. در فوتبال پزشکی هیچکس نمیتواند آینده را تضمین کند. اما چیزی که مسلم است، این است که تأخیر در درمان، تلاش برای رسیدن به جام جهانی و سپس مصدومیتهای بعدی، همه چیز را برای او پیچیدهتر کرد.حالا استقلال مانده و یک ستاره پرهزینه که باید درباره آیندهاش تصمیم بگیرد و بدتر از آن، پنجرهای که برای استقلال به اندازه کافی محدودیت ایجاد کرده و اجازه نمیدهد مدیران با خیال راحت اشتباهات گذشته را اصلاح کنند.ماشاریپوف اگر سالم باشد، برای استقلال یک سرمایه است.اما اگر سالم نباشد، تبدیل میشود به یک صندلی اشغالشده در لیستی که هر صندلی آن برای آبیها طلاست.این همان جایی است که فوتبال حرفهای با فوتبال احساسی فرق میکند.استقلال نمیتواند فقط به نام ماشاریپوف نگاه کند؛ باید به بدن ماشاریپوف، شرایط پزشکی او و زمان بازگشتش نگاه کند. سریال ماشاریپوف هنوز تمام نشده؛ اما برای استقلال، هرچه قسمتهای بیشتری پخش میشود، استرس آن هم بیشتر میشود.
#استقلال #اختصاصی گل #گزارش