رفتارهای فاشیستی با منتقدان ورزشی؟
118835
اختناق فوتبالی
امروز 02:20
فوتبال را با سوت داور می‌شود اداره کرد اما با سوتِ سکوت نه! تاریخ فوتبال پر است از اشتباه مربیان، مدیران، بازیکنان و حتی رسانه‌ها. هیچ‌کس معصوم نیست. نه روزنامه گل، نه عادل فردوسی‌پور، نه هیچ روزنامه‌نگار دیگری که سال‌ها قلم زده - و بنا بر قانون «دیکته نانوشته غلط ندارد» لابد - اشتباه هم کرده است.

روزنامه گل

شاهین طهرانی - فوتبال را با سوت داور می‌شود اداره کرد اما با سوتِ سکوت نه! تاریخ فوتبال پر است از اشتباه مربیان، مدیران، بازیکنان و حتی رسانه‌ها. هیچ‌کس معصوم نیست. نه روزنامه گل، نه عادل فردوسی‌پور، نه هیچ روزنامه‌نگار دیگری که سال‌ها قلم زده - و بنا بر قانون «دیکته نانوشته غلط ندارد» لابد - اشتباه هم کرده است. فرق فوتبال زنده با فوتبال مرده اما در همین است که در فوتبال زنده، اشتباه را با نقد پاسخ می‌دهند، نه با خاموش کردن صدا!هنوز یادمان نرفته در روزهایی که کارلوس کی‌روش هر منتقدی را با برچسب و توهین می‌راند، عادل فردوسی‌پور بیشتر کنار قدرت ایستاد تا کنار نقد. آن روزها ما نوشتیم، انتقاد کردیم و هزینه‌اش را هم دادیم. اصولا سعی می کنیم از جمله کسانی نباشیم که حافظه‌شان هر چهار سال یک‌بار پاک می‌شود. امروز هم حاضر نیستیم آن تاریخ را انکار کنیم تا ژست روشنفکری بگیریم اما...

روزگار گاهی ، شوخی‌های عجیبی با آدم‌ها می‌کند. گاهی تو را وادار می‌کند از کسی دفاع کنی که سال‌ها با او اختلاف نظر و سلیقه داشته‌ای. کسی که بارها نقدش کرده‌ای، از او دلخور بوده‌ای و هنوز هم حاضر نیستی از نقدهایت عقب‌نشینی کنی. درباره عادل فردوسی‌پور قصه همین است.از مواضع گذشته‌مان عقب ننشسته‌ایم و نخواهیم نشست.

هنوز هم اعتقاد داریم یکی از تلخ ترین دوران روزنامه‌نگاری ورزشی ایران، روزهایی بود که نقد فنی و رفتاری کی‌روش قربانی شیفتگی به او شد. هنوز هم معتقدیم بخشی از رسانه‌ها، به جای آنکه دیده‌بان فوتبال باشند، به سپر دفاعی یک سرمربی تبدیل شدند و این اتفاق، به فوتبال ایران ضربه زد. آن روزها «گل» نوشت، نقد کرد، هزینه داد و امروز هم دلیلی برای پس گرفتن آن نقدها نمی‌بیند اما همه اینها فقط تا جایی اهمیت دارد که هنوز «حق نقد» زنده باشد.از لحظه‌ای که به جای پاسخ دادن به منتقد، خود منتقد به مسئله تبدیل شود، دیگر بحث عادل فردوسی‌پور نیست؛ بحث آینده فوتبال ایران است.این، دفاع از یک نفر نیست.دفاع از یک اصل است.فوتبال، بدون صدای مخالف، فوتبال نیست؛ یک سالن کنفرانس است که همه در آن موظفند یک جمله را تکرار کنند، یک روایت را بپذیرند و فقط برای تأیید دست بزنند.

اگر قرار باشد هر رسانه‌ای که نقد می‌کند، هر خبرنگاری که سؤال می‌پرسد و هر برنامه‌ای که روایت متفاوتی ارائه می‌دهد، با محدودیت روبه‌رو شود، دیگر چیزی از روزنامه‌نگاری باقی نمی‌ماند. آنچه باقی می‌ماند، بولتن است؛ نه رسانه.رسانه، ذاتاً مزاحم است.رسانه آمده تا سؤال بپرسد؛ تا نقطه‌های تاریک را روشن کند؛ تا از منطقه امن مدیران بیرون بزند. اگر قرار باشد رسانه فقط همان چیزهایی را بگوید که «صاحبان قدرت» دوست دارند بشنوند، دیگر اسمش رسانه نیست.سال‌هاست که فوتبال ایران از بیماری خطرناک «تحمل نکردن نقد» رنج می‌برد. مدیران، منتقد را دشمن می‌بینند و هر مربی که نتیجه نمی‌گیرد، خبرنگار را مقصر معرفی می‌کند.هر مسئولی که زیر فشار قرار می‌گیرد، به جای پاسخ دادن، دنبال خاموش کردن سؤال است.انگار بزرگ‌ترین مشکل فوتبال ایران، نه زمین‌های بی‌کیفیت است، نه مدیریت، نه فساد، نه تصمیم‌های اشتباه؛ بلکه خودِ منتقد است.این خطرناک‌ترین نگاه ممکن است.چون وقتی چراغ هشدار اتومبیلتان را می‌شکنید، موتور خودرو سالم نمی‌شود.فقط دیگر خرابی را نمی‌بیید!

امروز عادل فردوسی‌پور در مرکز این ماجرا قرار گرفته است.فردا شاید رسانه دیگری باشد( همین روزنامه شاید).آزادی نقد، اگر فقط برای دوستانمان باشد، اسمش آزادی نیست.آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که برای مخالفمان هم همان حقی را قائل باشیم که برای خودمان می‌خواهیم.امروز اگر از حق عادل برای نقد دفاع می‌کنیم، به این دلیل نیست که گذشته را فراموش کرده‌ایم.اتفاقاً چون گذشته را فراموش نکرده‌ایم، این دفاع ارزش پیدا می‌کند.اگر قرار بود فقط از کسانی دفاع کنیم که با ما هم‌عقیده‌اند، این دیگر دفاع از آزادی نبود؛ دفاع از قبیله خودمان بود.آزادی، دقیقاً از همان جایی آغاز می‌شود که از حق کسی دفاع می‌کنی که دیروز نقدش کرده‌ای.

امروز فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به رسانه‌های مستقل، خبرنگاران جسور و منتقدان شجاع نیاز دارد.نه برای آنکه آنها همیشه درست می‌گویند.بلکه برای آنکه اجازه ندهند هیچ قدرتی، خودش را بی‌نیاز از پاسخگویی بداند.رسانه ممکن است اشتباه کند.روزنامه‌نگار ممکن است تحلیل غلط بنویسد.مفسر ممکن است قضاوت نادرست داشته باشد.اما علاج اشتباه رسانه، رسانه است؛ نه حذف آن.علاج یک تحلیل غلط، تحلیل بهتر است؛ نه خاموش کردن تحلیلگر.اگر این اصل را فراموش کنیم، دیگر چیزی از فوتبال باقی نمی‌ماند جز سکوت و سکوت، هرگز جام نیاورده است.سکوت، هرگز چیزی را بهتر نکرده است.سکوت، هرگز فوتبال را نجات نداده است.فوتبالی که منتقدش را تحمل نکند، دیر یا زود خودش هم تحمل نخواهد شد.و آن روز، دیگر نه از قهرمانی چیزی باقی می‌ماند، نه از افتخار؛ فقط سکوت می‌ماند و سکوت، بلندترین صدای شکست است.

#شاهین طهرانی #عادل فردوسی پور #امیر قلعه نویی #اختصاصی گل
داغ ترین خبرها
تازه ترین خبرها