روزنامه گل
شاهین طهرانی - جام جهانی ۲۰۲۶ هنوز به ایستگاه پایانی نرسیده اما در گوشه و کنار دنیا، تسویهحساب با ناکامیها خیلی زود آغاز شده است. در فوتبال حرفهای، جام جهانی فقط جشن فوتبال نیست؛ فصل حسابرسی هم هست. جایی که مدیران، مربیان و فدراسیونها پای کارنامه چهار ساله خود میایستند و پاسخ میدهند.در بسیاری از کشورهای حذف شده، اولین واکنش بعد از ناکامی روی نیمکت اتفاق افتاد. بعضی مربیان استعفا دادند، بعضی اخراج شدند و بعضی دیگر حتی منتظر تصمیم مدیران نماندند و خودشان رفتند. منطق هم ساده است؛ وقتی پروژه به هدفش نمیرسد، طبیعی است که پروژه بعدی با چهرهای جدید آغاز شود.اما فوتبال ایران همیشه راه خودش را میرود؛ مسیری متفاوت، خاص و البته گاهی عجیب.هنوز گرد و خاک جام جهانی نخوابیده بود که فدراسیون فوتبال رسماً خبر ابقای امیر قلعهنویی را اعلام کرد؛ سریع، قاطع و بدون کوچکترین تردید.
در واقع، انگار نه انگار که جام جهانی برگزار شده است.نه جلسه پرسش و پاسخی برگزار شد، نه گزارشی از عملکرد فنی منتشر شد، نه کسی توضیح داد اهداف تعیین شده چه بوده و چند درصد آن محقق شده است. اصلاً شاید مهمترین سؤال این باشد که معیار موفقیت و شکست در فوتبال ایران چیست؟اگر صعود از مرحله گروهی هدف بوده و محقق نشده، آیا نباید کسی پاسخگو باشد؟اگر هدف صرفاً حضور در جام جهانی بوده، خب این اتفاق دو سال قبل رخ داده بود و جشنش هم گرفته شد.اگر هم قرار است نتیجه اهمیتی نداشته باشد، پس اساساً چرا مسابقه میدهیم؟
در فوتبال حرفهای دنیا، تغییر الزاماً به معنای مقصر دانستن یک نفر نیست. گاهی تغییر یعنی پذیرفتن اینکه یک پروژه به سقف خود رسیده است. گاهی تغییر یعنی شروع یک مسیر تازه. گاهی حتی موفقترین مربیان جهان هم بعد از ناکامی کنار میروند؛ نه به خاطر اینکه مربی بدی هستند، بلکه به این دلیل که فوتبال حرفهای نیاز به شوک و ایدههای جدید دارد.اما ظاهراً در فوتبال ایران، شکست هم به اندازه موفقیت ثبات ایجاد میکند.شاید اگر تیم ملی قهرمان جهان هم میشد، همین تصمیم گرفته میشد؛ همانطور که حالا بعد از ناکامی هم همان تصمیم گرفته شده است.در این میان، مسئله اصلی شخص امیر قلعهنویی نیست. او سالهاست یکی از پرافتخارترین مربیان فوتبال ایران محسوب میشود و کارنامه داخلیاش نیازی به دفاع ندارد. سؤال اصلی این است که در ساختار مدیریتی فوتبال ایران، مرز موفقیت و ناکامی کجاست؟اگر حذف از جام جهانی تغییری ایجاد نمیکند، پس دقیقاً چه اتفاقی باید رخ بدهد تا مدیران احساس کنند نیاز به بازنگری وجود دارد؟شاید پاسخ این سؤال را باید در همان جمله معروف جستوجو کرد؛ در فوتبال ایران، نتیجه مهم است، البته گاهی هم نیست.
جالبتر اینکه تقریباً در تمام دنیا، بعد از هر جام جهانی، اولین قربانی ناکامی معمولاً نیمکتها هستند. از آمریکای جنوبی تا اروپا و آسیا، مدیران فوتبال ترجیح میدهند با تغییر، افکار عمومی را آرام کنند و امید تازهای به هواداران بدهند.ایران اما تصمیم گرفت متفاوت باشد.خیلی متفاوت.آنقدر متفاوت که شاید بتوان گفت سهم ایران از موج استعفاها و اخراجهای بعد از جام جهانی دقیقاً صفر بوده است.صفر مطلق.البته شاید این تصمیم در آینده به موفقیت بزرگی منجر شود و قلعهنویی در جام ملتهای آسیا یا مسیر جام جهانی بعدی پاسخ منتقدان را بدهد. فوتبال بارها ثابت کرده که هیچ حقیقتی دائمی نیست.اما فعلاً یک واقعیت وجود دارد؛در روزهایی که دنیا بعد از ناکامی دنبال تغییر میرود، فوتبال ایران به این نتیجه رسیده که بهترین واکنش به حذف از جام جهانی، ادامه دادن همان مسیر قبلی است.خلاصه ماجرا را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد:بقیه حذف شدند و تغییر کردند؛ما حذف شدیم و تمدید کردیم!
#شاهین طهرانی #اختصاصی گل #امیر قلعه نویی #تیم ملی #فدراسیون فوتبال #جام جهانی 2026 امریکا