روزنامه گل
حسن صانعی پور - جام جهانی برای ایران تمام شد. از این به بعد باید با آرامش بیشتری چند مسابقه جذاب این جام بزرگ را دنبال کرد و در نهایت از دیدارهای نیمه نهایی و فینال آن لذت برد. جامی که از چندین منظر متفاوتتر از گذشته آغاز و احتمالا متفاوتتر نیز به پایان خواهد رسید. اما نکته غیرقابل هضم در این خصوص عکسالعملهای غالبا احساسی مجریان، پیشکسوتان و اهالی رسانه در خصوص حذف ایران و شرایط جام جهانی است که همچون گذشته فوتبال کشور را گمراه نموده است.
تساویهای معنادار
سه تساوی ایران در جام جهانی که با درخشش مردان ایران در برابر بلژیک و مصر همراه بود، چند نکته مهم را به ذهن متبادر میکند؛ ابتدا اینکه فوتبال این سرزمین بیشتر از آنچیزی که تعریف شده است، غنی است. دوم تجربه حضور در جام جهانی است که حالا در اتمسفر تیم ملی وجود داشته و مقدمات موفقیتهای بعدی را فراهم خواهد کرد. سوم شرایط نامناسبی است که در دو حوزه تدارک و مناسبات سیاسی، ذهنیت بازیکنان و کادرفنی تیم ملی را تحت الشعاع قرار داده و انگیزههای گوناگونی را در فضای تیم ملی ایجاد کرده بود. با این حال خروج بدون شکست از جام جهانی یعنی اعتبار حضور در جامی که نباید در آن مدعی قهرمانی بود، اما میشود به موفقیت نسبی در آن امیدوار باشیم.
نیاز به تغییر نسل
وقتی از تغییرنسل در تیم ملی صحبت میشود، نباید صرفا جوانگرایی را مدنظر داشت. بازیکنانی چون رامین رضائیان علیرغم مسن بودن، توانستند در جام جهانی بدرخشند. تغییرنسل یک پروژه بزرگ است. پایه و اساس تغییرنسل باید در تیم ملی نوجوانان و جوانان استارت بخورد. تغییرنسل با ساماندهی آکادمیها و مدارس فوتبال معنا پیدا میکند. تغییرنسل را باید در تغییرتفکر جستجو نمود. تغییرنسل را باید در بهبودی اوضاع لیگ داخلی دنبال نمود. براستی وضعیت لیگ برتر و لیگ یک فوتبال ایران و به تبع آن لیگهای پایینتر و شهرستانی مساعد و قابل قبول است؟ فوتبال ایران در فصول اخیر چند ستاره معرفی کرده است؟ علت عدم استفاده از ستارههای جوان تیم ملی در ترکیب تیم ملی در مسابقات جام جهانی چه بود؟
نقش تاثیرگذار انگیزه
تمام آنچه در جام جهانی برای تیم ملی فوتبال ایران اتفاق افتاد را باید ابتدا به انگیزه بازیکنان و سپس به تصمیمات کادرفنی مربوط بدانیم. آنگاه که مهدی طارمی در رختکن تیم ملی و در تایم استراحت دو نیمه به بازیکنان توصیه میکند، با غیرت خود مردم را خوشحال کنید، بدان معناست که جام جهانی عرصه غیرت است. آوردگاهی که به بازیکنان و تیمهای بزرگ رحم نمیکند، با هیچ کشوری تعارف ندارد. "آلمان و هلند براساس همین قاعده حذف شدند." بنابراین تیم ملی باید به دنبال انگیزههای پنهان و آشکاری باشد که حداقل موفقیت در جام ملتهای آسیا را تضمین نماید. " جام ملتها نیز بسادگی بدست نخواهد آمد." در این بین باید فلسفه و تفکر فوتبال بر سایر انگیزهها، غلبه پیدا کرده و در مدیریتهای خُرد و کلان نهادینه گردد. آنچه مسلم است اینکه جذابیتهای فوتبال و تریبون بزرگ این عرصه بسیاری از مدیران و حتی مربیان را فریب داده و از اصل فوتبال دور کرده است.
دوری از تصمیمات احساسی
تب جام جهانی که فروکش کند، کالبدشکافی ناکامی تیم ملی فوتبال ایران آغاز خواهد شد. هنوز هم عدهای در قید و بند این موضوع هستند که چرا ایران نتوانست نیوزیلند را شکست بدهد و راه صعود را همواره نماید. این جماعت نیاندیشیدهاند که در صورت شکست نیوزیلند، آیا شرایط برای رویارویی با بلژیک و مصر متفاوت نمیشد؟ آنچه مسلم است اینکه امیرقلعهنویی به علت دعوت از چند بازیکنان مورد سوال قرار خواهد گرفت. آن طرف کادرفنی همچون مسابقات جام ملتها در اندیشه توجیه خود خواهد بود. دستمایه انتقادات همیشگی نیز فراهم شده و جملگی بدنبال مقصر اصلی میگردند. "این درحالی است که مقصر اصلی، خودِ فوتبال ایران است." تصمیمات احساسی که همواره بعد از هر ناکامی علاوه بر جابجاییهای همیشگی، شیرازه فوتبال کشور را برهم ریخته است.
از حالا در اندیشه لیگ
در چند کلام باید گفت؛ لیگ ایران پویا نیست. لیگ ایران اسیر شرایطی است که در آن بهانهگیریها بیشتر از شایستگیها جواب میدهد. لیگ ایران در مسیر پیشرفت قرار نداشته و مسئولین آن بیشتر از ارتقاء کیفیت در اندیشه اتمام آن و اعطای جام هستند. این درحالی است که موفقیت فوتبال هر کشوری وابستگی شدیدی به کیفیت و کمیت لیگ داخلی دارد. بهتر است فوتبال ایران از اسارت اندیشههای رنگی بیرون آمده و تمرکز خود را به زیرساختهایی چون تجهیز استادیومها، حضور بهتر هواداران در استادیومها و بهبودی اوضاع داوری معطوف کند. " موفقیت ایران در جام ملتها منوط به شرایط لیگ است." از هم اکنون در اندیشه لیگ باشید.